نماد شناسي در نگارگري ايراني
هنر نگارگري و در بطن آن، نقاشي گل و مرغ، از زنده ترين و ارزنده ترين هنر هاي سنتي ايران است كه از دوران صفويه، تا كنون امكان حيات و ثبات در هنر معاصر را نيز، دارا بوده است. نگارگر ايراني به منظور طي طريق مراحل رسيدن به كمال مطلوب، با بياني رمز گونه و به وسيله نماد هايي با فهوا و محتواي اسطوره اي _ تمثيلي ( گل و مرغ) سعي در عيان كردن حقيقت عالم قدسي و مثال را دارد. نقاشي گل و مرغ ، داراي قدمت و سابقه اي طويل و خطير است كه خاستگاه كهن خود را از انديشه نقاشان گل و مرغ ساز ، تا نمادهايي در باور هاي آييني جامعه، اعتلا داده است و نقش نقاشي گل و مرغ را از زمينه و پس زمينه به سوژه اصلي نقاشي ارتقا داده است. نقاشي گل و مرغ در ادامه و اثنا هنر نگارگري است كه بن مايه آن در دوران صفويه ريشه و در دوران قاجار، رشد و نمود يافته است. هدف از مقاله پيش رو تحليل از منظر نماد شناسي گل و مرغ و بررسي سير تحول و تكامل آن در دوران صفويه است.
نماد شناسي گل در نگارگري ايراني
طبيعت گرايي و آميختگي انسان با طبيعت كه ريشه در اعتقادات باستاني مردم ايران دارد، همواره در نگارگري به عنوان عنصر اصلي و ضروري، مورد حمايت و استفاده بوده است. در ابتدا امر، ميپردازيم به تفصيلي از جايگاه و تعريف گل در محدوده نماد شناسي كه از طبع گسترش و احترام به اين باور، مسير راه يابي آن به عرصه هنر ايران، هموار شد.
گل به طور نمادين در عالم تعيين و طبيعت مظهر لطافت و ملاحت وجودي و نشانه و نمونه اي از بهشت برين است. در معنا شناسي ماهوي آن، گل مقام معشوق را دارد و پرنده (مرغ)، عاشق. گل به عنوان عنصري از طبيعت در تصويرگري هاي متون حماسي و تغزلي به كار مي رفت. به كارگيري شكل استعاره اي گل، معطوف به قرن يازدهم و دوازدهم ميلادي است. تلاش و بهره وري از گل در شكل استعاره اي آن، به عنوان نماد عشق و زيبايي ، بيشتر در حاشيه كتب همراه با صحنه هاي روايي يا مناظر تغزلي به كار مي رفته است كه يادآور بهار و عشق جواني بوده. بوته گل ، از رستن گاه تا بالاترين نقطه دان( مكان استقرار گل اصلي) نماد و نمايشي از (درخت زندگي) نيز ميباشد. گل در نقاشي هاي درباري نمادي و نماينده از وقار و آراستگي نظام پادشاهي بود.
نقش و مفهوم گل در فرهنگ سنتي ايراني نيزه، مشاهده ميشود. توماس هربرت و پيترو دلاواله جهان گردان دربار شاه عباس اول ، در سال هاي اوليه قرن هفدهم ميلادي دست نوشته هاي خود از سفر و سياحت در ايران، به جشن يك ماهه گل در ايران اشاره مي كنند كه در فصل بهار پس از نوروز برپا مي شده و اين جشن شامل رقص و گردش مردان و زنان ، و پرتاب گل از سوي آن ها به سمت يكديگر بوده است. در كنار آن پيشخدمت ها به همراه فانوس داران شب در خيابان ها بر سر عابران گلبرگ ريخته و انعام مي گرفتند.
از نظر تاريخي تركيب گياهان و پرندگان از زمان دور شدن ترسيم گياهان با طرح هاي هندسي، آغاز شد. گل ها و گياهان با بافت حلقهاي و پر پيچ و تاب خود ميتوانند طرح هاي هندسي را بپذيرند اما پرندگان با نرمي اندام شان به طرح هاي غير هندسي نياز دارند.
نقاشان ايراني از تصاوير گل، به كنايه اي از عشق و زيبايي، براي خلق تركيب هاي نمادين، در حواشي نسخ خطي، صحنه هاي روايي و تغزلي، كه تصاوير بهار عشق جوان و جاودانه را تداعي ميكرد ، بهره ميبردند. گل به عنوان مقر و مسند و يا جايگاه مرغ است. در نسخ خطي آن زمان ، گل سرخ به عنوان موضوعي مستقل به كار نميرفت و شامل طرح هاي گياهي يا اسليمي ، طرح هاي هندسي و خوشنويسانه بود.
در بيشترين تصاوير گل و مرغ از آثار نگارگري ،گلهاي سرخ و صد برگ به وسيله طيف هاي رنگ سرخ بر زمينه اي سفيد يا بدون رنگ نقاشي شده اند .رنگ سرخ براي گل ها نشانه اي از مهر ،زمين و كيفيت خورشيد در عالي ترين لحظه ( غروب ) است.
گل نشان گر بسياري از مفهوم هاي ادبي و هنري ، مانند پيروزي ،رشادت و … كه در دنياي كلام و تصوير جايگاه دارد. گل در آثار نقاشي يا كنده كاري مكان يا موقعيتي احترام برانگيز داشته است. شيوه تركيب بندي و قرارگاه گل بر روي هر ماده اي نقش يا كنده مي شده يكسان بوده است در كليه اين آثار در مركز اثر يا تركيب بندي تصوير شده است. گويي كه نقاش بر نمايش يكه بودن آن پافشاري كرده است.
مقاله نمادشناسي نقوش گليم را مطالعه كنيد.
نماد شناسي مرغ در نگارگري ايراني
در قرن شانزدهم ميلادي، نقش پرنده در تصويرگري نسخ خطي به عنوان عنصري از منظره در نقاشي هايي كه براي خاندان صفوي توليد مي شد به كار مي رفت. مرغ در عرفان ايران اسلامي را تجلي روح است.
ﻧﮕﺎرﮔﺮ اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ تكيه بر اﻟﻬﺎﻣﺎت و تصورات دروﻧﯽ اش و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎدﻫﺎي معرف اين الهامات، ، علاوه بر نمايش ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﺑﺎزﻧﻤﺎﯾﯽ آﻧﻬﺎ ، مرغ در غالب روحي ﮐﻪ در ﻗﻔﺲ ﺟﺴﻢ اﺳﯿﺮ ﻣﺎﻧﺪه و تقلا در رها و آزاد شدن به سوي حق را دارد، تصوير ميكند. اين مرغ پس از رها سازي، بر روي گل هاي متصور از فردوس برين و عالم خيال، مي آسايد. مرغ، گاه با ترسيم در قامت و حالت اوج گيري و سرمستي، خود را از عالم ماده جدا كرده و حالت صعود به سوي عالم غير مادي دارد.
مرغ غالبا در حالت انتظاري صبورانه براي شكفتن گل تصوير شده است. مرغ ها به عنوان نماينده اي از همه رستني ها، در نقاشي گل و مرغ بسيار كم در حال پرواز و بيشتر روي شاخه نشسته و حتي اغلب چشمها بسته است به اين معني كه در كنار معشوق به آرامش رسيده اند. در بيشتر آثار، مرغ نقاشي شده مرغ مثالي مفهومي بوده و نامي آشنا به ذهن بيننده نمي آورد .
هنرمند نگارگر مي كوشد وحش در كالبد جسم ( رها شده گي در غالب و نماد مرغ ) نشان دهند كه رهايي از اسارت آن، جستن و جوييدن حق است. مرغ در تركيب بندي گل هاي شكفته، نمادي از زيبايي و جمال حق است كه در طلب ديدار حق و كسب معرفتي از او است. مرغ در معناي استعاره اي و عرفاني، اشاره به موجود يا حقيقتي حتي برتر از انسان كامل و عقل فعال دارد .
نگارگر براي بيان برترين حقيقت و برترين معرفت از رمز مرغ استفاده مي نمايد .پرندگاني كه او به تصوير مي كشد ، پرندگاني چون پرستو ، طوطي ، بلبل ، هدهد ، هما، سينه سرخ ، طاووس ، ققنوس و نهايتا عنقا هستند . در اين ميان طوطي و عنقا ، ققنوس و هدهد ، هما و بلبل داراي جايگاه ويژه اي نيز در عرفان و ادبيات فارسي است.
اعتقادات زيادي مبني بر ترك روح در غالب پرنده پس از مرگ، وجود دارد. بنابراين مرغ نمادي از روح است. اين توصيف امكان بهره مندي گسترده اي به نگار گران داد، تا از طريق ترسيم مرغ به مضامين تاريخي و اساطيري دست پيدا كنند. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺒﺐ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ ﮔﻞ ﻭ ﻣﺮﻍ ﺑﻪ ﺭﻣﺰﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻭ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. وضعيت هاي متفاوت مرغ ،نشان دهنده سير عرفاني و صوفيانه نگارگر يا يكي از مقام هاي مورد نظر او ار داشته است.
در باورهاي قومي و اساطيري، مرغ نشانه افشا كننده اسرار خدايان، محافظ درخت معرفت، است.
پيشينه گل و مرغ در هنر ايراني
به گواهي اسناد تاريخ هنر ايران، استفاده از نقش ها و نگاره هاي گياهي در ايران، قدمتي هم سنگ با نخستين آثار دست ساز صنايع دستي مردمان دارد. از هزاره هاي پيش از تاريخ، سطوح سفالينه ها بستر و جايگاه مناسبي و درخور براي ترسيم نگاره ها و انواع آرايه هاي گياهي بوده و اين نقش ها، به مثابه قرابت با عناصر طبيعي دست مايه كار سفال گران قرار گرفته است. بهره گيري از گزيده و بخشي از گل يا پرنده به صورت جداگانه يا مختلط ، بر روي نقاشي هاي بر جاي مانده بر روي سفالينه هاي ايران باستان، ديوار نگاره هاي دوره ساسانيان و برخي از ظروف رويت شده است كه هنرمندان ايراني از آن الگو ها، و نقوش، در آثارشان بهره گرفته اند.
گل ها و پرنده ها از قرن نهم در نقاشي ايراني وجود دارند اما گل ها و پرنده هاي در قاب يك تصوير گري مستقل، از قرن يازدهم هجري قمري به بعد به فراواني رسيد و به صورت (تك برگ نقاشي) به صورت مرقعات، در آمد.
شكل گيري گل و مرغ رايج و مرسوم طبق تعريف و درك شكل امروزي از دوره صفويه صورت گرفته و تغيير و تحولات و تركيبات آن و به طبع آن ارتقا و اعتلاي آن در دوره قاجار، به وجود آمده است. نخستين آثاري كه ميتوان آن ها را نطفه گل و مرغ دانست به وسيله ي نقاشان تك ورقي و در غالب سفارشات دربار ظاهر شده است. تا پيش از آن درون مايه آثار ايراني بيشتر صحنه هاي داستاني از يك كتاب حماسي با مضامين عشقي يا تاريخي بود. در قرن دهم هجري قمري ، توليد نقاشي ها به صورت آزاد و فارغ از سفارشات دربار رونق گرفت. در ميان هنرمندان اين دوره رضا عباسي توانست نخستين بار پرنده كوچكي را از زمينه آثار نقاشي بيرون آورده و به مضمون اصلي نقاشي تبديل كند.
مطالعه بيشتر ⇐ هرآنچه درباره نمادشناسي در طبيعت بايد بدانيم!
گل و مرغ در نگارگري دوران صفويه
از نظر زماني، بررسي مضمون و استفاده از گل و مرغ، در نگارگري شامل دو دوره است : دوره اسلامي تا نيمه صفويه و دوره پس از صفويه تا قاجار. در دوره اول گل و مرغ ، متاثر از فرهنگ چيني است كه توسط مغولان به ايران راه پيدا كرد. كه بعضي از نقاشي هاي ايراني بسيار وفادارانه الگوهاي چيني را دنبال مي كردند. اما در دوره دوم ،تاثيرات نقاشي تزييني اروپايي در آثار ديده ميشود.
در دوران صفويه به دليل ارتباط با غرب، تغيير ذائقه و سليقه هنري مردم، تاثيرات هنر چيني به مراتب كم تر شد و فرنگي مآبي جاي گزيني براي چيني مآبي شد.
در آغاز قرن يازدهم قمري، نخستين نشانه هاي نقاشي تك ورقي گل و مرغ، توسط نقاشاني كه از دستور كار فرمايان خود رها شده بودند ( نقاشان آزاد)، ظاهر شد. تغييرات اين دوران، شامل تبديل شاخه ها به بوته هاي روئيده از زمين، اضافه شدن پرندگان و حشرات در زمينه تصوير بوده است. وارد كردن واكنش هاي عاطفي و شخصي از نمود هاي جهان و تصوير باور ها، از ديگر محصولات اين دوران است.
ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻫﺎي دوران صفوي ﻣﺮﻍ ﺩﺭ ﻣﺮﻛﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺛﺮ ﻗﺮﺍﺭ ميگيرد. ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ نگارگري صفوي ، ﺩﺭﺧﺘﭽﻪ كه قرار گاه مرغ است، ﺍﺛﺮ ﺭﺍ ﻛﺎﻣﻞ ميكند .ﺍﺯ ﻗﺮﻥ ۹ ﻕ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻭ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.
تناسب واندازه درخت و مرغ نسبت به يكديگر، به تمايل نقاش متغير بود. در نگارگري گل و مرغ دوره صفويه، ﭘﺮﻧﺪﺓ ﺗﺼﻮﻳﺮﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺻﻞ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﺔ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻱ ﻧﻘﺎﺵ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﺮﻍ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭﺵ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. در دوران صفويه، درخت و مرغ، به مفهوم گل و مرغ تغيير ماهي ميدهد.
در بيان مزاياي اين جاي گزيني ميتوان گفت:
ﺍﺛﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﭘﺮﺩﺍﺯﻱ و به طور مستقل، ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻓﺼﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺭﺳﺘﻦ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﭼﺮﺧﺔ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺑﻮﺗﺔ ﮔﻞ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.
نمايان كردن بخش كوچكي، به مفهوم كل طبيعت قرار ميگرد.
نگارگري در دوران صفويه صاحب امضا و تاريخ شد و به اصالت و حقيقت آن افزوده شد. ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺓ ﺻﻔﻮﻳﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻮ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺗﻲ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺑﻨﺪﻱ ﻫﺎﻱ ﮔﻞ ﻭﻣﺮﻍ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ، ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻭﻟﻴﺔ ﺩﻭﺭﺓ ﺻﻔﻮﻳﻪ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻱ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﮔﻞ ﻫﺎ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ، ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻱ ﺧﺎﻟﻲ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻧﻴﺰ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.
رضا عباسي نگارگر دوران صفويه
رضا عباسي نخستين و شهيرترين نقاش دربار شاه عباس صفوي، انتخاب مرغ را به عنوان نمادي از روح، باب ميكند و مرغ را از پس زمينه آثار نقاشي به موضوع اصلي نقاشي تبديل ميكند. ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩ صفويﺭﺿﺎ ﻋﺒﺎﺳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﺳﺎﻧﻴﺎﻥ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻨﺔ ﺁﺛﺎﺭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺍﺻﻠﻲ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.
ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺭﺿﺎ ﻋﺒﺎﺳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﺳﺎﻧﻴﺎﻥ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻨﺔ ﺁﺛﺎﺭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺍﺻﻠﻲ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﺩﻳﺪﺍﺭﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻮﻣﻲ ﺑﺎﻍ ﻫﺎﻱ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺩﻗﻴﻖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
مهارت رضا عباسي، بيشتر به نقاشي سياه قلم ،تصوير طبيعت و حالات روحي و اخلاقي مردم عادي بمعطوف بود. او به تدريج سبكي را ابداع كرد كه در عرض دو دهه آينده چهره نگارگري ايران را به كلي تغيير داد. كار و اثر او شامل طراحي بيعيب و نقش و در درجه اول رنگآميزي درخشان سبك عالي صفوي بود.
برچسب: ،
ادامه مطلب