صنايع دستي جهان صنايع دستي جهان .

صنايع دستي جهان

نماد شناسي در نگارگري ايراني

هنر نگارگري و در بطن آن، نقاشي گل و مرغ، از زنده ترين و ارزنده ترين هنر هاي سنتي ايران است كه از دوران صفويه، تا كنون امكان حيات و ثبات در هنر معاصر را نيز، دارا بوده است. نگارگر ايراني به منظور طي طريق مراحل رسيدن به كمال مطلوب، با بياني رمز گونه و به وسيله نماد هايي با فهوا و محتواي اسطوره اي _ تمثيلي ( گل و مرغ) سعي در عيان كردن حقيقت عالم قدسي و مثال را دارد. نقاشي گل و مرغ ، داراي قدمت و سابقه اي طويل و خطير است كه خاستگاه كهن خود را از انديشه نقاشان گل و مرغ ساز ، تا نمادهايي در باور هاي آييني جامعه، اعتلا داده است و نقش نقاشي گل و مرغ را از زمينه و پس زمينه به سوژه اصلي نقاشي ارتقا داده است. نقاشي گل و مرغ در ادامه و اثنا هنر نگارگري است كه بن مايه آن در دوران صفويه ريشه و در دوران قاجار، رشد و نمود يافته است. هدف از مقاله پيش رو تحليل از منظر نماد شناسي گل و مرغ و بررسي سير تحول و تكامل آن در دوران صفويه است.

 

نماد شناسي گل در نگارگري ايراني
طبيعت گرايي و آميختگي انسان با طبيعت كه ريشه در اعتقادات باستاني مردم ايران دارد، همواره در نگارگري به عنوان عنصر اصلي و ضروري، مورد حمايت و استفاده بوده است. در ابتدا امر، ميپردازيم به تفصيلي از جايگاه و تعريف گل در محدوده نماد شناسي كه از طبع گسترش و احترام به اين باور، مسير راه يابي آن به عرصه هنر ايران، هموار شد.

گل به طور نمادين در عالم تعيين و طبيعت مظهر لطافت و ملاحت وجودي و نشانه و نمونه اي از بهشت برين  است. در معنا شناسي ماهوي آن، گل مقام معشوق را دارد و پرنده (مرغ)، عاشق. گل به عنوان عنصري از طبيعت در تصويرگري هاي متون حماسي و تغزلي به كار مي رفت. به كارگيري شكل استعاره اي گل، معطوف به قرن يازدهم و دوازدهم ميلادي است. تلاش و بهره وري از گل در شكل استعاره اي آن، به عنوان نماد عشق و زيبايي ، بيشتر در حاشيه كتب همراه با صحنه هاي روايي يا مناظر تغزلي به كار مي رفته است كه يادآور بهار و عشق جواني بوده. بوته گل ، از رستن گاه تا بالاترين نقطه دان( مكان استقرار گل اصلي) نماد و نمايشي از (درخت زندگي) نيز ميباشد. گل در نقاشي هاي درباري نمادي و نماينده از وقار و آراستگي نظام پادشاهي بود.

نقش و مفهوم گل در فرهنگ سنتي ايراني نيزه، مشاهده ميشود. توماس هربرت و پيترو دلاواله جهان گردان دربار شاه عباس اول ، در سال هاي اوليه قرن هفدهم  ميلادي دست نوشته هاي خود از سفر و سياحت در ايران، به جشن يك ماهه گل در ايران اشاره مي كنند كه در فصل بهار پس از نوروز برپا مي شده و اين جشن شامل رقص و گردش مردان و زنان ، و پرتاب گل از سوي آن ها به سمت يكديگر بوده است. در كنار آن پيشخدمت ها به همراه فانوس داران شب در خيابان ها بر سر عابران گلبرگ ريخته و انعام مي گرفتند.

 

 

 

از نظر تاريخي تركيب گياهان و پرندگان از زمان دور شدن ترسيم گياهان با طرح‌ هاي هندسي، آغاز شد. گل‌ ها و گياهان با بافت حلقه‌اي و پر پيچ و تاب خود ميتوانند طرح ‌هاي هندسي را بپذيرند اما پرندگان با نرمي اندام‌ شان به طرح ‌هاي غير هندسي نياز دارند.

نقاشان ايراني از تصاوير گل، به كنايه اي از عشق و زيبايي، براي خلق تركيب هاي نمادين، در حواشي نسخ خطي، صحنه هاي روايي و تغزلي، كه تصاوير بهار عشق جوان و جاودانه را تداعي ميكرد ، بهره ميبردند. گل به عنوان مقر و مسند  و يا جايگاه مرغ است. در نسخ خطي آن زمان ، گل سرخ به عنوان موضوعي مستقل به كار نميرفت و شامل طرح هاي گياهي يا اسليمي  ، طرح هاي هندسي و خوشنويسانه بود.

در بيشترين تصاوير گل و مرغ از آثار نگارگري ،گلهاي سرخ و صد برگ به وسيله طيف هاي رنگ سرخ بر زمينه اي سفيد يا بدون رنگ نقاشي شده اند .رنگ سرخ براي گل ها نشانه اي از مهر ،زمين و كيفيت خورشيد در عالي ترين لحظه ( غروب ) است.

گل نشان گر بسياري از مفهوم هاي ادبي و هنري ، مانند پيروزي ،رشادت و … كه در دنياي كلام و تصوير جايگاه دارد. گل در آثار نقاشي يا كنده كاري مكان يا موقعيتي احترام برانگيز داشته است. شيوه تركيب بندي و قرارگاه  گل بر روي هر ماده اي نقش يا كنده مي شده يكسان بوده است در كليه اين آثار در مركز اثر يا تركيب بندي تصوير شده است. گويي كه نقاش بر نمايش يكه بودن آن پافشاري كرده است.

 مقاله نمادشناسي نقوش گليم را مطالعه كنيد.

 

 

نماد شناسي مرغ در نگارگري ايراني
در قرن شانزدهم ميلادي، نقش پرنده در تصويرگري نسخ خطي به عنوان عنصري از منظره در نقاشي هايي كه براي خاندان صفوي توليد مي شد به كار مي رفت. مرغ در عرفان ايران اسلامي را تجلي روح است.

ﻧﮕﺎرﮔﺮ اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ تكيه بر اﻟﻬﺎﻣﺎت و تصورات دروﻧﯽ اش و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎدﻫﺎي معرف اين الهامات، ، علاوه بر نمايش ﻃﺒﯿﻌﺖ و ﺑﺎزﻧﻤﺎﯾﯽ آﻧﻬﺎ ، مرغ در غالب روحي ﮐﻪ در ﻗﻔﺲ ﺟﺴﻢ اﺳﯿﺮ ﻣﺎﻧﺪه و تقلا در رها و آزاد شدن به سوي حق را دارد، تصوير ميكند. اين مرغ پس از رها سازي، بر روي گل هاي متصور از فردوس برين و عالم خيال، مي آسايد. مرغ، گاه با ترسيم در قامت و حالت اوج گيري و سرمستي، خود را از عالم ماده جدا كرده و حالت صعود به سوي عالم غير مادي دارد.

مرغ غالبا در حالت انتظاري صبورانه براي شكفتن گل تصوير شده است. مرغ ها به عنوان نماينده اي از همه رستني ها،  در نقاشي گل و مرغ بسيار كم در حال پرواز و بيشتر روي شاخه نشسته و حتي اغلب چشمها بسته است به اين معني كه در كنار معشوق به آرامش رسيده اند. در بيشتر آثار، مرغ نقاشي شده مرغ مثالي مفهومي بوده و نامي آشنا به ذهن بيننده نمي آورد .

هنرمند نگارگر مي كوشد وحش در كالبد جسم ( رها شده گي در غالب و نماد مرغ ) نشان دهند كه رهايي از اسارت آن، جستن و جوييدن حق است. مرغ در تركيب بندي گل هاي شكفته، نمادي از زيبايي و جمال حق است كه در طلب ديدار حق و كسب معرفتي از او است. مرغ در معناي استعاره اي و عرفاني، اشاره به موجود يا حقيقتي حتي برتر از انسان كامل و عقل فعال دارد .

نگارگر براي بيان برترين حقيقت و برترين معرفت از رمز مرغ استفاده مي نمايد .پرندگاني كه او به تصوير مي كشد ، پرندگاني چون پرستو ، طوطي ، بلبل ، هدهد ، هما، سينه سرخ ، طاووس ، ققنوس و نهايتا عنقا هستند . در اين ميان طوطي و عنقا ، ققنوس و هدهد ، هما و بلبل داراي جايگاه ويژه اي نيز در عرفان و ادبيات فارسي است.

اعتقادات زيادي مبني بر ترك روح در غالب پرنده پس از مرگ، وجود دارد. بنابراين مرغ نمادي از روح است. اين توصيف امكان بهره مندي گسترده اي به نگار گران داد، تا از طريق ترسيم مرغ به مضامين تاريخي و اساطيري دست پيدا كنند. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺒﺐ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ ﮔﻞ ﻭ ﻣﺮﻍ ﺑﻪ ﺭﻣﺰﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻭ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. وضعيت هاي متفاوت مرغ ،نشان دهنده سير عرفاني و صوفيانه نگارگر يا يكي از مقام هاي مورد نظر او ار داشته است.

در باورهاي قومي و اساطيري، مرغ نشانه افشا كننده اسرار خدايان، محافظ درخت معرفت، است.

 

پيشينه گل و مرغ در هنر ايراني
به گواهي اسناد تاريخ هنر ايران، استفاده از نقش ها و نگاره هاي گياهي در ايران، قدمتي هم سنگ با نخستين آثار دست ساز صنايع دستي مردمان دارد. از هزاره هاي پيش از تاريخ، سطوح سفالينه ها بستر و جايگاه مناسبي و درخور براي ترسيم نگاره ها و انواع آرايه هاي گياهي بوده و اين نقش ها، به مثابه قرابت با عناصر طبيعي دست مايه كار سفال گران قرار گرفته است. بهره گيري از گزيده و بخشي از گل يا پرنده به صورت جداگانه يا مختلط ، بر روي نقاشي هاي بر جاي مانده بر روي سفالينه هاي ايران باستان، ديوار نگاره هاي دوره ساسانيان و برخي از ظروف رويت شده است كه هنرمندان ايراني از آن الگو ها، و نقوش، در آثارشان بهره گرفته اند.

گل ها و پرنده ها از قرن نهم در نقاشي ايراني وجود دارند اما گل ها و پرنده هاي در قاب يك تصوير گري مستقل، از قرن يازدهم هجري قمري به بعد به فراواني رسيد و به صورت (تك برگ نقاشي) به صورت مرقعات، در آمد.

شكل گيري گل و مرغ رايج و مرسوم طبق تعريف و درك شكل امروزي از دوره صفويه صورت گرفته و تغيير و تحولات و تركيبات آن و به طبع آن ارتقا و اعتلاي آن در دوره قاجار،  به وجود آمده است. نخستين آثاري كه ميتوان آن ها را نطفه گل و مرغ دانست به وسيله ي نقاشان تك ورقي و در غالب سفارشات دربار ظاهر شده است. تا پيش از آن درون مايه آثار ايراني بيشتر صحنه هاي داستاني از يك كتاب حماسي با مضامين عشقي يا تاريخي بود. در قرن دهم هجري قمري ، توليد نقاشي ها به صورت آزاد و فارغ از سفارشات دربار رونق گرفت. در ميان هنرمندان اين دوره رضا عباسي توانست نخستين بار پرنده كوچكي را از زمينه آثار نقاشي بيرون آورده و به مضمون اصلي نقاشي تبديل كند.

 

مطالعه بيشتر ⇐ هرآنچه درباره نمادشناسي در طبيعت بايد بدانيم!
 

 

گل و مرغ در نگارگري دوران صفويه
از نظر زماني، بررسي مضمون و استفاده از گل و مرغ، در نگارگري شامل دو دوره است : دوره اسلامي تا نيمه صفويه و دوره پس از صفويه تا قاجار. در دوره اول گل و مرغ ، متاثر از فرهنگ چيني است كه توسط مغولان به ايران راه پيدا كرد. كه بعضي از نقاشي هاي ايراني بسيار وفادارانه الگوهاي چيني را دنبال مي كردند. اما در دوره دوم ،تاثيرات نقاشي تزييني اروپايي در آثار ديده ميشود.

در دوران صفويه به دليل ارتباط با غرب، تغيير ذائقه و سليقه هنري مردم، تاثيرات هنر چيني به مراتب كم تر شد و فرنگي مآبي جاي گزيني براي چيني مآبي شد.

در آغاز قرن يازدهم قمري، نخستين نشانه هاي نقاشي تك ورقي گل و مرغ، توسط نقاشاني كه از دستور كار فرمايان خود رها شده بودند ( نقاشان آزاد)، ظاهر شد. تغييرات اين دوران، شامل تبديل شاخه ها به بوته هاي روئيده از زمين، اضافه شدن پرندگان و حشرات در زمينه تصوير بوده است. وارد كردن واكنش هاي عاطفي و شخصي از نمود هاي جهان و تصوير باور ها، از ديگر محصولات اين دوران است.

ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻭﻟﻴﻪ  ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻫﺎي دوران صفوي ﻣﺮﻍ ﺩﺭ ﻣﺮﻛﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺛﺮ ﻗﺮﺍﺭ ميگيرد. ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ نگارگري صفوي ، ﺩﺭﺧﺘﭽﻪ  كه قرار گاه مرغ است، ﺍﺛﺮ ﺭﺍ ﻛﺎﻣﻞ ميكند .ﺍﺯ ﻗﺮﻥ ۹ ﻕ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻭ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.

تناسب واندازه درخت و مرغ نسبت به يكديگر، به تمايل نقاش متغير بود. در نگارگري گل و مرغ دوره صفويه، ﭘﺮﻧﺪﺓ ﺗﺼﻮﻳﺮﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺻﻞ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﺔ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻱ ﻧﻘﺎﺵ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﺮﻍ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭﺵ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. در دوران صفويه، درخت و مرغ، به مفهوم گل و مرغ تغيير ماهي ميدهد.

در بيان مزاياي اين جاي گزيني ميتوان گفت:

ﺍﺛﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﭘﺮﺩﺍﺯﻱ و به طور مستقل، ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻓﺼﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺭﺳﺘﻦ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﭼﺮﺧﺔ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺑﻮﺗﺔ ﮔﻞ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.
نمايان كردن بخش كوچكي، به مفهوم كل طبيعت قرار ميگرد.
نگارگري در دوران صفويه صاحب امضا و تاريخ شد و به اصالت و حقيقت آن افزوده شد. ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺓ ﺻﻔﻮﻳﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻮ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺗﻲ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺑﻨﺪﻱ ﻫﺎﻱ ﮔﻞ ﻭﻣﺮﻍ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ، ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻭﻟﻴﺔ ﺩﻭﺭﺓ ﺻﻔﻮﻳﻪ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻱ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﮔﻞ ﻫﺎ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ، ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻱ ﺧﺎﻟﻲ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻧﻴﺰ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

 

 

 

رضا عباسي نگارگر دوران صفويه
رضا عباسي نخستين و شهيرترين نقاش دربار شاه عباس صفوي، انتخاب مرغ را به عنوان نمادي از روح، باب ميكند و مرغ را از پس زمينه آثار نقاشي به موضوع اصلي نقاشي تبديل ميكند. ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩ  صفويﺭﺿﺎ ﻋﺒﺎﺳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﺳﺎﻧﻴﺎﻥ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻨﺔ ﺁﺛﺎﺭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺍﺻﻠﻲ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺭﺿﺎ ﻋﺒﺎﺳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﺳﺎﻧﻴﺎﻥ، ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻨﺔ ﺁﺛﺎﺭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺍﺻﻠﻲ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﺩﻳﺪﺍﺭﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻮﻣﻲ ﺑﺎﻍ ﻫﺎﻱ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺩﻗﻴﻖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

مهارت رضا عباسي، بيشتر به نقاشي سياه قلم ،تصوير طبيعت و حالات روحي و اخلاقي مردم عادي بمعطوف بود. او به تدريج سبكي را ابداع كرد كه در عرض دو دهه آينده چهره نگارگري ايران را به كلي تغيير داد. كار و اثر او شامل طراحي بي‌عيب و نقش و در درجه اول رنگ‌آميزي درخشان سبك عالي صفوي بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۳ مهر ۱۴۰۲ساعت: ۱۲:۱۰:۴۹ توسط:سارا موضوع: نظرات (0)

The role of symbols and myths in Iranian handlooms

 

What do you know about the symbol or myth? How familiar are you with what each of the motifs that are tied on carpets or other handwovens represent? In this article, you will get to know many symbols that you have surely seen on carpets and handwovens.

It should be said that a symbol is actually a manifestation of a thought, belief and even human observations of the surrounding environment. Since the past, the symbol has been associated with man and his life, especially during the cave-dwelling and nomadic era. In fact, it should be said that symbols have helped the inability of mythological people's thinking to discover and understand and have an abstract connection with truth and reality.

A symbol is one of the tools of consciousness and reveals concepts to us that cannot be expressed in other ways. Perhaps it can be said that the symbol has more expressive power to understand and be aware of the environment around us. It should be noted that coding or symbolism is one of the oldest and most fundamental expressions of concepts, and the secret of symbol influence in various aspects of human life can be considered.

But about the symbol in traditional art , which is a manifestation of the hand-woven carpet, it is a very suitable platform for the formation of the symbol. The symbol in the carpet works according to the social beliefs and customs that inspire the weaver's art.

Iranian hand-woven carpet is one of the functional arts, or rather multi-dimensional, which has benefited from phenomena such as symbolism and mythology in its various functions. From the point of view of art researchers, the patterns woven in the text of the carpet are not just colorful patterns to fill an empty space, but each line and color in each twist and turn is a symbol of the meanings and concepts of the Eastern worldview, especially in Iran.

In fact, the real role of the symbol is that the human being, or rather, the artist, uses it to reach the true meaning of a phenomenon in a symbolic and internal way, and the best way is to create a symbol. In all the arts of ancient Iran, we find countless symbols and signs, each symbol of a phenomenon and related to creation, life, death, fertility, drought, rainfall, etc. are. These symbols have been fixed in the minds of Iranians over time.

But the symbols in Iranian carpets are divided into 3 formats:

 

- Vegetal motifs such as plants, trees and flowers

- Animal motifs

- Geometric patterns

 

The role of trees in handwovens
The world of plants is a whole world where life is always flowing and renewable. In the ideal world of Iranians, plants and trees are the absolute meaning of life because of the greenery and vitality they give to humans, and of course, they also have a sacred aspect. In the meantime, the tree is of special importance because it is the embodiment of growth and life, and continuous birth and reproduction.

One of the mysteries of the tree is the world itself. Cooper, American archeologist and paleontologist, considers the tree to be a combination of sky, earth, water, and life in opposition to stone. Of course, we must say that the symbol of the tree is one of the oldest motifs that has attracted the attention of mankind and has used it in his works of art. Proximity to mountains, forests, plains and valleys are reasons for this. The pattern of trees such as cypress, plantain, pine and oak has always been one of the most common motifs in Iranian handwoven carpets.

- Cedar role
Cedar has a very high position among Iranians. Due to its eternal greenness, this tree has a deep root in the beliefs of us Iranians, and its ritual concept is a sign of immortality and the resurrection. This tree was considered the tree of life during the Achaemenid and Sassanid eras. In the past, the cedar tree was considered the soul and religious life of Iranians, and its role has been discovered in different regions of the country, such as the eastern stairs of the Apadana Palace in Persepolis with extremely precise and delicate carvings.

- The role of the plant
After the arrival of Islam in Iran and due to the limitations that occurred during the creation of works of art, such as carvings on carpets, Iranian artists presented paintings with a creative and abstract change, a religious structure and format, and an Islamic flavor.

Mohd Ali Eslami Nadushan believes that the role of the bush is the diagram of a cedar tree. Dehkhoda also stated in this regard that the cypress coat is the emblem of Iran and Iranians and can be seen on carpets, fabrics, inlays and other ornaments of Iranian handicrafts.

- The symbol of the Iranian garden
The Iranian garden is a valuable heritage of Iranian culture and art in terms of its shape and geometry and the transcendental wisdom in its design. It has its roots in the ancient spiritual and mythological culture of Iran. The Iranian garden is a way to the innermost layers of thought and imagination, an interpretation of the meaning of life, the end of man, eternity and eternity, heaven and life, and the earthly manifestations of the realm of the kingdom according to Iranians.

The Iranian garden, which is enclosed in a wall, separates the wild, indifferent and even hostile nature from the orderly nature and from the nature filled with beauty and grace by human hands.

kilim pettern symbol
 
- Naqsh Bagh Irani (Chaharbagh)
The mystical relationship of Iranians with the water of trees and flowers shows well that the Iranian garden is a sacred environment because it is a relationship between an exemplary garden and an earthly garden. Therefore, the archetype of the Iranian garden is always the source of all the past arts of Iran, as well as carpet weaving in the Islamic centuries. The carpet and the garden have pleasant similarities. The design of the garden map goes back to the role of the Baharestan carpet in the Sasanian era. This Minoan garden is symbolic of the image of the promised paradise of Iranians in the carpet.

 

Animal motifs
The use of animal motifs as a ritual symbol, myth, and decoration in Iran has a very ancient history and reaches back to millennia BC. Patterns, each of which later evokes the collective memories of Iranians as visual elements of the national identity.

The use of animal motifs in carpets has been common since at least the Achaemenid period. Animal motifs such as lion (the national symbol of Iranians), fish (called Mahi Darhem or Herati) and bird motifs such as Simorgh, peacock, etc. These colorful and beautiful creatures are common, diverse and famous carpet motifs, they give the carpet a special appeal and remind the viewer of life, effort and liveliness.

The scientist and researcher of Farsh believes that "among the societies and clans, birds and animals are each a symbol and a symbol of beliefs and an embodiment of imaginations." In carpets, like other fine arts such as painting, tiling, and penmanship, birds are a sign of beauty, freedom, and pride.

 

By drawing and weaving the shape of a bird, the carpet consciously or unconsciously writes the thoughts of the heart and inner desires and beliefs on this handwoven. From the carvings of simorgh and eagle, ambition and sharp talons, alertness from Hudod, crowing partridge, and peacock, this well-combined bird inspires the appearance and beauty of the people around it.

The history of using animal characters and images in art and its types is longer than human motifs. Iranian arts and especially hand-woven nomadic carpets have always been a suitable place for the presence of domestic and wild animals. Animals such as lion, eagle, cow, horse, fish, etc., which have a symbolic aspect and refer to the collective identity and memories of Iranians, are more than other animals in handwoven carpets.

Lion pattern (the national symbol of Iranians) in a hand-woven carpet
 

One of the symbols that has been very prominent in the culture and art of Iran and is referred to as an Iranian symbol is the "Lion" figure. Since the lion is the national symbol of Iranians, compared to other animals, it has found a greater presence in the field of carpets. The proof of this claim is the lion's character in an abstract and lonely form, which is woven in Persian and Bakhtiari lion carpets. This shows the special interest of weaving artists towards this symbolic animal.

This animal was considered as an indicator of the fertility of the earth in the ethnic and mythological beliefs of Iran. The lion's head is a sign of care and vigilance, and his rear body is a manifestation of power. The meanings of the lion symbol include fire, majesty, piety, sunshine, victory, summer, bravery, spirit of life, kingdom, courage, power and divine power, heat of the sun, care, superhuman and subhuman strength.

The role of the lion, which has long been repeated as a symbol of dominance and leadership in many types of Iranian artists' creations and has reached today through the power of imagination and innovation of carpet weaving artists and weavers, has been placed on the carpet text (Tanavali, 19:1537). In the art of the Islamic period, from the end of the Seljuk period, the lion and the sun were formed as Shia symbols, and the sun was an interpretation of the Prophet of Islam (pbuh) and the lion was a symbol of Hazrat Ali (pbuh).

The Shirke pattern was the first pattern in the Achaemenid period, and it was obtained from the Pazyrik carpet and it was obtained in the form of a row. In this picture of lions, the lion is a symbol of earthly power and the sun is a symbol of heavenly power, which in combination expresses the power that comes from the sky for people.

The role of fish
 

One of the other Iranian symbols related to national identity that can be found in the patterns of national art is the role of "fish". This motif has been present in different cultures as a symbolic role since ancient times. The presence of fish in carpet weaving is known as the pattern of "fish in each other" or "Herati design". Fish has been present as a symbol in Iranian art and civilization such as Elamite and Achaemenid art and civilization. The fish motif is one of the most delicate and beautiful motifs. In the role of fish, two or four fish go around a pond.

In Iranian symbology, a fish represents life, and therefore, along with Haft Sin, Nowruz is the beginning of the new life of nature. "Fish was a symbol of purity, purity of soul (due to constant connection with water), fertility and fertility, and was considered as a guard for the palaces of kings." (Nistani, 2007: 81)

The components of the fish image are derived from the religion of love. The fish-shaped leaves were the same two fish that took the seal out of the water, and the round flower is the lotus flower on which the seal was placed. The basis and origin of it are two or four leaves of Iranian handwoven carpet motifs, curved elements, etc., which cover a large flower.

- Patterns of birds
 

One of the Iranian chickens that has always had a clear presence in the culture, art, literature and mythology of Iran is the legendary Simorgh, which is especially visible in carpets with animal and hunting grounds and Shahnameh themes. This symbolic Iranian chicken, which has prominent traits and characteristics in the collective memory of Iranians, also had a special place in the mind of the weaver artist.

 

Simorgh is a mysterious and mythological bird and is considered the first and most famous bird in Iranian mythology" (Shaygan, 1373:321.) From the symbolic point of view, Simorgh means "desire, fire, freedom, belief, authority, divinity, inspiration, empire It is tolerance, recklessness, chastity and piety, victory, tolerance and..." (Vaheddoost, 1999: 309.) In Ferdowsi's Shahnameh, Simorgh is a mythical and legendary wise bird, and it also has Yazidi and mystical dimensions.

- The role of the peacock
 

Another Iranian bird, which is considered a manifestation of Iranian culture and art, is the peacock. A bird that is also known as the bird of paradise. "The role of the peacock often has religious connotations, and it was not only used as a religious symbol in the works of art of the Islamic period, but it was also considered as a sacred bird in ancient times and in Zoroastrianism" (Golf, 131:131, 1986).

In Zoroastrian religion, this role is a symbol of Anahita chicken (Venus, god of water) and has the concept of immortality, and in some cultures, it expresses the concept of pride. The role of this magnificent and beautiful bird is abundantly depicted in Sassanid fabrics and sometimes it is created as a combination of peacock, dragon and simorgh on the fabric.

Today's carpet weaving depicts the pattern of the peacock on the width of the carpet; Because he knows that it is a souvenir of Iranian symbols and the wishes of his ancestors. In many works of the Sassanid period, such as the reliefs of the Bostan arch, fabrics or plaster plaques of Tisophon, the motif of the peacock can be seen in the decorations or on both sides of the tree of life.

 

Human motifs
 

Among the pictorial elements and themes of the Iranian identity, we come to the famous Iranian kings, who, due to having different characteristics from other people, their behavior has been passed down to the next generations, and the weaving artist has tried to create a moment and a memory simply along with his beauty. Draw a picture of their life on a carpet.

A carpet with the theme of Shapur II sitting on his throne and looking at armed soldiers is kept in the collection of the Iranian Carpet Museum. In the role of this rug, three soldiers armed with spears are in charge of protecting Shapur II and two servants, one of whom is holding a canopy over the king's head and the other is seen blowing him.

Patterns of ancient and historical buildings
It can be boldly said that apart from the Iranian hand-woven carpet and the art of carpet weaving, the second art that can introduce the Iranian identity and the themes and concepts of the national identity is the Iranian architectural art, which has always been used throughout the history of Iran, both in ancient times and after Islam. attention has been Perhaps it is better to say that the Iranian architectural element is the most significant component of the national identity.

In Iranian buildings, historical works and buildings such as the Persepolis, Kasri Arch, Soltanieh Dome (the largest dome in the Islamic world) and Naqsh Jahan Square in Isfahan, etc., are the buildings that introduce Iranian identity and Iranian architecture to the world.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۰ مهر ۱۴۰۲ساعت: ۰۱:۲۲:۴۱ توسط:سارا موضوع: نظرات (0)

Handicrafts of Turkmenistan

Cultural covering - to that group of industries in which human skill, taste and vision play a fundamental role, and in general, all or most of the steps of making its products are done by hand and within the framework of the culture and vision of each region and with ethnic perspectives. It is made and paid, it is called handicraft. In fact, handicrafts are a reflection of the history of civilization of each nation and can effectively spread the culture and customs of different regions. In Turkmen Sahara, handicrafts are particularly prosperous. Among these activities, we can mention carpet weaving, needlework, making felt, juval, mushrooms, handbags, etc., although it is very important from the economic point of view and the role of women in economic activities. In the following, a number of handicrafts of Turkmenistan have been introduced, which are as follows:

> Turkmen carpet weaving:
Carpet weaving is the main handicraft of Turkmenistan, which is common only among Turkmen women. Since ancient times, Turkmen women and girls have been engaged in carpet weaving and have passed this art from one generation to another, and carpet weaving has been one of the most important ways of livelihood among Turkmen. The best types of Turkmen carpets in Iran are also woven by the women of Il Teke (the name of the tribe and tribe), which is the main center of this tribe, fourteen miles northwest of Gonbadkavus. In the weaving of exquisite carpets, the Atabai and Jafar Bai families are also famous. In general, Turkmen carpets and rugs have a Turkish knot, which is mainly woven on horizontal machines, but due to the unsanitary nature of horizontal looms, it is currently being tried to use vertical looms.

 

The most important handicraft of Turkmenistan is carpet weaving
 

Although lacquer and burgundy colors are more visible in the dyeing of carpets and handicrafts of Turkmenistan, other colors such as white, black, dark red, camel and other colors are also used to decorate the weaves. . In the past, natural plants were used to dye the weaves, and like in other regions of Iran, the skin of pomegranate, runas, indigo, turmeric, all kinds of desert plants, and the wood of Boya or Boye, and especially the red seed, which is the name of an insect, were used. But now sometimes chemically unstable colors have filled their place. The origin of the pattern of Turkmen carpets is the manifestations of nature and their living environment, the design of Turkmen carpets is mostly broken and geometric, and one of its features can be mentioned the assimilation of motifs. There are more than 100 types of Turkmen carpet motifs, the most important of which are Mari Gul, Der Naq Gul, Qafse Gul, Teke Gul, Ansi, Qazl Iyaq, Twin Gul, Ghosh Gul, Avghan Gul, Taj Haruz, Panjara Aragul, and Agh Naqsh. is.

 

> Turkmen jewelry:
Among other handicrafts of Turkmenistan, we can mention traditional ornaments, which are very distinctive and unique compared to other races, which are used to adorn women's clothes and hair. By using metals such as gold (in ancient times), silver, brass, and precious stones, these ornaments are made in the most beautiful way. In the past, it was very common to make traditional jewelry with silver, but due to its high price, today metals such as brass and brass are used. Since childhood, Turkmen women are familiar with all kinds of gold, silver and decorative stones and adorn themselves with them. Many of them decorate their clothes and accessories with handmade ornaments to make it spectacular.

 

Other handicrafts of Turkmenistan are traditional ornaments
 

In the eyes of the Turkmens, the use of jewelry is not only for self-decoration and decoration, but it is also very important from an economic and cultural point of view. Culturally, the ornaments of the Turkmens make noise due to the different pendants when moving, which shows that it is a part of their culture. Charms and scrolls that carry prayers and Quran frames that are hung around the neck clarify the religious aspects of the use of ornaments among Turkmens. Turkmen women have special ornaments to decorate their hair, and they also hang ornaments on their hats and heads. Turkmen men also use their own special ornaments such as silver and gold rings, silver belts, daggers and horse whips. It is worth mentioning that by using these handicrafts of Turkmenistan, children's toys and their clothes are also decorated with ornaments.

 

> Turkmen clothing:
It is probably not possible to relate the Turkmen clothing to a specific period with all the details compared to the clothing of Iran's historical periods. The combined elements of different historical periods have caused the clothing of different Iranian ethnicities to be seen. Keep in mind that what existed in a historical period or what entered Iran in some periods, has always been changed with a certain thinking or found a hybrid form following the change of a political period. Therefore, in order to discover the connection between them, it is necessary to conduct continuous historical, social, political and... the time of the arrival of Islam) and its changes in Iran can be seen. In its appearance, the Turkmen buruk is similar to the Timurid era sweatbands or the hats of the Timurid court ladies and its decorations are similar to the Turkmen women's Al-Danqi along with its special metal ornaments.

 

Among the different periods of Iran, the components of Turkmen clothing are considered to be handicrafts of Turkmenistan
 

> Financial felt:
The simplest type of carpet is called felt, which is easy to produce and does not require a special machine for its production, and it is mostly prepared by the skilled hands of felters, and due to the beauty of its patterns, it is now one of the most popular handicrafts in Turkmen society. Is. Although hand-woven carpets and machine-made carpets have caused felt to be less used among the people, but now in the whole of Turkmenistan, this art, as a beautiful heritage of the handicrafts of the past of the Turkmen people, enjoys respect and an important position in addition to This felt has become an ornament of handicrafts exhibitions, museums, galleries and general stores, in every Turkmen home, felt is widely used as a decoration. The application of this product is for such factors as covering the floor of the room, the hall, covering the gazebo, covering the horse, saddle top, etc.

 

Felt is one of the handicraft products of Turkmenistan with a history of 1000 years
 

> needlework:
Another handicraft of Turkmenistan is needlework, which is done entirely by women and girls. They embroider on children's sweatpants and pants cuffs, around the collar and on the sleeves of women's shirts with colorful threads, with precision and elegance, and create beautiful patterns. Among other handicraft products of Golestan province, we can mention pottery and ceramic making, arts related to wood such as inlaying, inlaying and instrument making, carpet design and knitted products.

 

Needlework is one of the handicrafts of Turkmenistan
 

> Turkmen handwoven fabrics:
Fabric weaving is one of the other indigenous arts and handicrafts of Turkmenistan. These fabrics are called Keteni. The art of weaving these durable fabrics has been among the Turkmen for centuries and has been passed down from one generation to the next. The reason for the popularity of woven fabrics is their high quality and resistance, and they have found many fans in the region. These fabrics are used for sewing wedding dresses and less used for other purposes because their prices are relatively high.

 

Fabric weaving is one of the other indigenous arts and handicrafts of Turkmenistan
 

> Silk weaving:
Silk weaving became popular in Golestan province during the Safavid era. From the distant past, the people of this region produced silk thread by producing silkworm cocoons and used it to weave all kinds of carpets, towels, rugs, etc. A clear example of this Turkmen handicraft is now used in Turkmen silk scarves. Silk fabrics are woven in Golestan province with a hand weaving machine. These fabrics have various colors and are produced in fringed, plain, square and vertical striped designs. Tourists can buy various silk products such as local clothes, scarves, handkerchiefs, towels and tablecloths during their trip.

 

Silk weaving, which became popular during the Safavid period, is one of the handicrafts of Turkmenistan
 

> Carpet weaving:
Glim or Plas and in the Turkmen dialect Ovi Dimeh, which is a carpet similar to a carpet, is one of the other handicrafts of Turkmenistan, which is woven at home and limited in the villages of Golestan province. There is a relative similarity between carpet and rug in the texture of tools and raw materials used in the production process. Materials used in the carpet weaving industry are wool, silk, cotton or synthetic fibers, and the raw materials used in carpets and rugs are also like this. In the carpet weaving industry, there are necessary tools such as dar, scissors, needle and rod, which in Turkmen villages mostly have horizontal dars lying on the ground; Dars that occupy almost the entire surface of Turkman's room and turned that room into a carpet weaving workshop.

 

  kilim bag - iran handicrafts


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مهر ۱۴۰۲ساعت: ۱۱:۳۷:۳۶ توسط:سارا موضوع: نظرات (0)

صنايع دستي روسيه

از مهم ترين مهدهاي تاريخ و هنر در جهان، كشور روسيه ميباشد. پارچه هاي كتان، صنايع دستي، شال هاي پشمي و بلوري جات، از بهترين سوغات روسيه مي باشند. در اين كشور ميتوان به كتاب ها، دست نوشته هاي تاريخي و اشياء گران بهاي قديمي دست يافت. اگر به لوازم كهن و قدمتي علاقه داريد، بايد در ازاي پرداخت مالياتي به دولت روسيه، مجوز خريد اين محصولات را بگيريد.

 

>> اسباب بازي هاي ديموكو:
جنس اسباب بازي هاي ديموكو از گِل ميباشد و مخصوص كشور روسيه است. شكل ظاهري اين نوع اسباب بازي ها مشابه انواع حيوانات است. زنان روسي، اسباب بازي هاي ديموكوو را به صورت سنتي مي سازند. اين اسباب بازي ها نماد و سوغاتي روستاي ديموكوو مي باشند و انواع مختلف اين نوع عروسك ها در اين روستا وجود دارد.

 

عروسك روسي
از اين نوع اسباب بازي ها در قرون قبل براي مراسمات و تشريفات مذهبي و مراسم هاي مختلف در زمينه كشاورزي، استفاده ميشد بعنوان يك شي مقدس در مراسم هاي مختلف محسوب ميشد ولي با گذر زمان، ميزان اعتقاد به تقدس يا قدرت جادويي اسباب بازي هاي ديموكوو كاهش يافت و امروزه صرفا عروسكي براي بازي كودكان مي باشد. از معروف ترين سوغاتي هاي كشور روسيه مي توان به اسباب بازي ديموكوو اشاره كرد.

 

>> پيسانكا از صنايع دستي روسيه:
پيسانكا كه قدمت زيادي دارد؛ از ديگر صنايع دستي روسيه به شمار مي رود. درواقع با استفاده از تخم مرغ، چنين صنايع دستي را مي سازند كه مخصوص مردم اسلاو است. پيسانكا را با استفاده از طرح هاي سنتي و قديمي طراحي ميكنند. همچنين در طراحي پيسانكا از روش طراحي مقاوم دربرابر موم استفاده مي شود.

 

طراحي هايي كه بر روي پيسانكا مورد استفاده قرار ميگيرد، نقاشي نيست بلكه بر روي آنها با استفاده از موم زنبور عسل مي نويسند. پيسانكا برگرفته از يك كلمه روسي به معناي نوشتن مي باشد؛ به اين دليل كه از موم زنبور عسل براي نوشتن و ايجاد يك طرح واره روي تخم مرغ استفاده مي كنند. به عبارت ديگر به انواع تخم مرغ هايي كه با ايجاد يك طرح نوشتاري روي آن مي توان بعنوان دكوراسيون از آن ها استفاده كرد؛ پيسانكا ميگويند.

 

پيسانكا از ديگر صنايع دستي روسيه كه قدمت آن به چندين قرن پيش بر مي‌گردد
 

در جشن شب عيد پاك بسياري از كشورهاي اروپايي از پيسانكا استفاده مي شود. پيسانكا به عنوان يكي از صنايع دستي روسيه، نماد و عامل مقدس نيز محسوب مي شود. عقيده ي برخي از افراد روسي اين است كه پيسانكا يك قدرت روحاني دارد و مانع از نفوذ ارواح شيطاني به درون خانه ميشود.

 

>> والنكي( چكمه نمدي) از صنايع دستي كشور روسيه:
چكمه هاي نمدي از قدمت زيادي برخوردارند، به طوريكه ۱۵۰۰ سال پيش براي راه رفتن در برفها، اين چكمه ها را مي ساختند و امروزه ميزان توليد و مصرف آن گسترش يافته است و نيز پرطرفدارترين سوغات روسيه مي باشد. براي ساخت آن ها در نوع سنتي از پشم خالص استفاده مي شود، در حاليكه كارخانه ها مواد ديگري به آن اضافه مي كنند و اين نوع چكمه را توليد مي كنند.

خريد صنايع دستي

با اينكه چكمه نمدي قابليت گرم كردن پا را دارد ولي احتمال خيس شدن آن نيز وجود دارد. بنابراين بايد كفش هاي لاستيكي در هنگام استفاده از اين والكني ها به پا كنيد. جالب است بدانيد كه يك والكني به اندازه يك ميلي متر توسط هنرمندي به نام لوشا ساخته شده است كه صرفا با ذره بين، قابل مشاهده است.

>> كهربا يكي از سوغات هاي كشور روسيه:
كهربا به نوعي سنگ طلايي و نارنجي گفته ميشود و درواقع شيره درختاني بوده كه بمدت پنجاه سال در زير آب ها قرار ميگرفت تا به سنگ تبديل شود. با دقت كردن به اين سنگ ها مي توانيد نظاره گر گونه هاي مختلفي از حشرات درون آن ها باشيد.

 

اين سنگ، طبق عقيده مردم روسيه ميتواند موجب افزايش انرژي انسان و كاهش فركانس هاي منفي از فرد شود. يكي از ناب ترين سوغات روسيه كه در هيچ كجاي جهان، قابل دسترس نيست؛ كهربا ميباشد كه از آن در زيورآلاتي همچون انگشتر، گوشواره، گردنبند و … استفاده ميكنند.

 

اتاقي براي شاه پروس در زمانهاي گذشته هاي ساخته بودند كه جنس در و ديوارش از كهربا و طلا بود اما هيچ اثري از آن در جنگ جهاني دوم باقي نماند. اتاق كهربا تا پيش از اين، جايگاه هشتم را در ليست عجايب بزرگ جهان به خود اختصاص داده بود.

 

كهربا يك سنگ طلايي و نارنجي باارزش است كه از صنايع دستي روسيه ميباشد
 

>> سيني ژوستوو از صنايع دستي روسيه:
نقاشي ژوستوف از محصولات قلع( سيني) محسوب ميشود كه در سال ۱۸۲۵ در منطقه مسكو از روستاي ژوستوو، آغاز شد. در ابتدا كوربوف و فيليپ وشنياكوف، چندين كارگاه اموزشي را راه اندازي كردند كه سنت نقاشي تاگيل در قرن ۱۷ ميلادي را در محصولات پاپي ماشا به نمايش ميگذاشت. جنس سيني ها از آهن بود اما رنگ روي اين مواد، ضعيف بود. سپس محصولات فرعي فولادي در اواسط قرن نوزدهم استفاده شد.

 

كارگاه هاي آموزشي با ظهور قدرت شوروي، به همكاري هاي كارگري پيوستند. سيني هاي ژوستوو از دهه ۶۰ ميلادي تا كنون، محبوبيت زيادي در اتحاد جماهير شوروي و خارج از كشور بدست آورده اند. در نمايشگاه هاي متعددي، اقلام زيبا از صنايع دستي عاميانه وجود دارد. از سيني بعنوان مشخصه هنر قومي روسيه و كشور ياد ميشود.

 

سيني ژوستوو بعنوان مشخصه هنر قومي روسيه و كشور تبديل شده است
 

>> شال و روسري پائولو پوساد:
يكي از سوغاتي هاي روسيه، شال  پائولو پوساد ميباشد كه نوعي هديه جداب به خصوص براي بانوان است. اين شال در جشنواره مدرن يورو ويژن ۲۰۱۲ بعنوان بخشي از لباس ها برنده شد. زنان روسيه، شال و يا روسري  پائولو پوساد را بهمراه كت هاي خز در زمستان مي پوشند. اين شال ها با استفاده از پشم و يا ابريشم بافته مي شوند.

 

>> سماور سنتي روسي:
در فرهنگ و سنت ايراني، سماور از تاريخچه ي ديرينه اي برخوردارست. در واقع سماور از دوران امپراطوري روم، وارد روسيه شد و سپس سماورسازي به دستور پيتر يكم در شهر تولا شروع شد. پس از آن فردي به نام كاپيرزين در قرن نوزدهم، اقدام به تاسيس كارگاهي در اين زمينه كرد. اين سماورها، طرح ها، رنگها و اندازه هاي متنوعي دارند.

 

سماور يكي از صنايع دستي روسيه ميباشد كه از امپراطوري روم به روسيه وارد شد
 

>> گژل:
به نوعي از ظروف سفالي روسيه، گژل ميگويند كه كاربرد آن براي استفاده هاي تزييني و يا آشپزخانه است. گژل در ابتدا در روستايي با همين نام، توليد شد. امروزه اين ظرف هاي آبي و سفيد در سراسر جهان وجود دارند. شما نيز مي توانيد براي خوردن چاي از اين گژل ها استفاده كنيد. قيمت گژل ها بسته به اندازه، نوع كار و تعداد ظرف هاي مدنظرتان متفاوت است. گژل از ديگر سوغات روسيه محسوب مي شود.

 

>> روسري كوكوشنيك:
از ديگر سوغات زيبا و رنگارنگ روسيه ميتوان به روسري هاي فانتزي كوكوشنيك اشاره كرد كه در مدتي طولاني به عنوان بخشي از لباس ملي روسيه محسوب ميشد، زماني كه زنان موهايشان را مي بافتند و از اين روسريها استفاده مي كردند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ مهر ۱۴۰۲ساعت: ۰۳:۵۳:۲۴ توسط:سارا موضوع: نظرات (0)

صنايع دستي مازندران

صنايع دستي مازندران، مقصد سرسبز گردشگري در شمال كشور، بسيار متنوع و زيبا هستند و يكي از بهترين سوغاتي‌هاي اين استان به شمار مي‌آيند. 

 
 
استان مازندران در شمال كشور با سواحلي بي‌نظير و طبيعتي سرسبز از محبوب‌ترين مقاصد سفر به شمار مي‌آيد و ديدنيهاي مازندران آن‌قدر بكر و سحرانگيز هستند كه هربار شما را به‌سمت خود مي‌كشانند. مازندران از ديرباز يكي از مناطق مسكوني ايران بوده و در تاريخ با نام‌هايي چون تپورستان و طبرستان نيز شناخته مي‌شده است. اين استان به‌عنوان يك سرزمين ديرين، داراي صنايع دستي مختلفي است كه تعداد قابل‌توجهي از آن‌ها تا به امروز باقي مانده‌اند و به‌عنوان محصولات كاربردي و تزئيني مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

هنر، فرهنگ و صنعت عناصري هستند كه ذات صنايع دستي استان مازندران را به ما نشان مي‌دهند. اين استان در گذشته جزو پنج استان برتر كشور در زمينه در صنايع دستي بود و تا به امروز ۲۰ رشته‌ صنايع دستي استان نشان ملي گرفته‌اند. مكاري از پژوهشگران صنايع دستي مازندران مي‌گويد:

صنايع دستي استان مازندران، روايتگر صنعت و هنر نياكان و بيانگر هنر و ذوق ساكنان كرانه درياي مازندران است و تجلي‌گاه بخش قابل ملاحظه‌اي از هنر و خلاقيت اقوامي است كه با اين صنايع سر و كار دارند. صنايع دستي اين استان با توجه به شاخصه‌‌هاي آن مي‌تواند به‌عنوان يك پيام‌رسان مهم از فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي در سطح جهاني باشد. كاوش‌هاي باستان‌شناسي در غار كمربند و هوتو در بهشهر و اشياي به دست آمده از آن كه متعلق به ۶ هزار سال پيش از ميلاد مسيح است، حكايت از آگاهي مردم آن عصر به فن ريسندگي و تبديل پشم به نخ دارد. همچنين وجود مصنوعات سنگي، سنگ تراشيده‌هاي مسي، سفالي و مفرغي زرين، نشانه توليد لوازم‌خانگي به دست مردم اين استان در گذشته است.
در ادامه با ما همراه باشيد تا شما را با صنايع دستي استان مازندران آشنا كنيم.

 

منبع عكس: caspian24.ir

با صنايع دستي استان مازندران آشنا شويد:
حصيربافي
صنايع چوبي
سفالگري
نمدمالي
پارچه بافي
موج بافي
جوراب بافي
جارو بافي
چنته
صنايع دستباف استان مازندران
ديگر صنايع دستي استان مازندران
صنايع دستي مازندران را از كجا بخريم؟
 

حصيربافي

منبع عكس: erisa.ir

كلاه، سبد، زنبيل، زيرانداز و ديگر وسايلي كه با حصير بافته شده‌اند، اولين چيزهايي هستند كه در بدو ورود به استان مازندارن توجه گردشگران را به خود جلب مي‌كنند و معمولا به‌عنوان سوغات شمال خريداري مي‌شوند. هنرمندان مازندراني اين وسايل حصيري را با استفاده از گياهان خودروي باتلاق‌ها و آب‌بندان‌ها مانند «گاله» و «واش» و به كارگيري چوب، ني و علف‌هايي به نام «وران» و «سازير» مي‌سازند. آن‌ها بعد از اتمام فصل بهار اين گياهان را از آب‌بندان مي‌برند و خشك مي‌كنند.





منابع عكس‌ها: خبرگزاري ايرنا، خبرگزاري ميزان (عكاس: مهدي محبي پور)، ايران كالا، خبرگزاري ايسنا

حصيربافي يكي از پرطرفدارترين صنايع دستي استان مازندران است كه بيشتر در غرب استان، به‌خصوص در شهر رامسر رواج دارد. حصيربافي از آن دسته هنرهاي دستي است كه آثار آن را مي‌توان در تمام شهرهاي ايران ديد. محصولات حصيربافي در گذشته به‌عنوان لوازم ضروري خانه‌ها مورد استفاده بودند؛ در حالي كه امروز بيشتر جنبه دكوري و تزئيني دارند. در استان مازندران كماكان از نوعي حصير به نام «كوب» به‌عنوان زيرانداز استفاده مي‌شود.

صنايع چوبي

منبع عكس: خبرگزاري ايرنا

شرايط جوي و محيطي و وجود جنگل‌هاي انبوه در استان مازندران سبب شده است تا از گذشته تا به امروز، اشياي بسياري از جنس چوب توسط مردم اين منطقه ساخته شوند. جعبه جواهرات، صفحه و مهره‌هاي بازي شطرنج، بازي تخته، قليان، پيمانه و ظرف شير، قاشق شربت‌خوري، قندان، مجسمه‌هاي حيوانات و صندوقچه چوبي تنها گوشه‌اي از صنايع چوبي استان مازندارن هستند كه سوغاتي‌هاي مناسبي نيز به شمار مي‌آيند. در ادامه با انواع صنايع چوبي استان مازندران آشنا شويد.

كنده‌كاري روي چوب، منبت، مشبك و برجسته كاري (در ضريح، صندوق مزار، ارسي)

منبع عكس: خبرگزاري فارس. عكاس: غلامرضا شمس

وجود جنگل‌هاي انبوه در استان مازندران سبب شده است تا از گذشته تا به امروز، اشياي بسياري از جنس چوب توسط مردم اين منطقه ساخته شوند
ذوق و قريحه مازندراني‌ها در طول زمان منجر به خلق آثار زيباي كنده‌كاري روي چوب، منبت و برجسته كاري شد؛ آثاري كه معمولا از چوب درخت‌هايي با سطح صاف و مناسب چون گردو، فوفل، راش انار سرخ، انار زرد و افرا ساخته مي‌شدند؛ البته براي كارهاي ظريف‌تر از چوب گلابي استفاده مي‌كردند.

آثار منبت به شيوه قاب و گره از قرن پنجم تا هفتم هجري قمري، طرح‌هاي خلاقانه قرن هشتم و نمونه‌هاي فراواني از رسم و عناصر هندسي و اشكال نباتي و گل و بته روي منبرهاي چوبي، صندوق مزارها، در و پنجره و رحل قرآن نشان از تاريخچه طولاني منبت كاري در استان مازندارن دارند. منبت كاري از اوايل قرن نهم هجري رونق ويژه‌اي يافت و صنعتگران اين رشته موفق شدند با به‌كارگيري انواع خطوط، آثار ارزشمندي از جمله درها و پنجره‌هاي چوبي را خلق كنند؛ آثاري كه هم‌اكنون زينت بخش مرقد امامزادگان و بزرگان ديني است. 

 

منبع عكس: khonhman.com

اورسي يكي از صنايع چوبي جالب توجه ايراني است. اين پنجره  زيبا و خوش نقش و نگار چوبي كه نشانه نور و روشنايي است، با استفاده از هنر گره‌سازي و نقوش هندسي سه گوشه و چهار گوشه، ستاره‌هاي چهار پر و هشت پر و در نهايت شيشه‌هاي رنگين ساخته و از آن براي تزئين پيشاني و رواق بناها استفاده مي‌شود. گره‌سازي به كلاف كردن نوارهاي باريك چوب به روش فاق و زبانه يا بريدن غير مجاز مي باشد‌هاي چوبي با نقش‌هاي هندسي گفته مي‌شود. شهرستان‌هاي بابل، ساري، آمل، قائمشهر و چالوس از مراكز مهم ساخت درب و پنجره‌هاي گره چيني هستند.

مشبك از تركيب برجسته كاري با منبت به وجود مي‌آيد. منبت كاران در گذشته با ساخت قالب‌هاي مشترك در و پنجره به هنر مشبك كاري مشغول بودند. آن‌ها فضاي خالي بين گره‌ها (قامه) را با شيشه رنگي پر مي‌كردند تا آثار زيبايي از چوب خلق شود.

لاك تراشي

عكاس: نامشخص

لاك تراشي به هنري گفته مي‌شود كه در آن، لوازم چوبي با استفاده از تراش دادن ريشه و تنه درختان جنگل، ابزار اوليه كنده‌كاري و برش توليد مي‌شوند. افرا، راش، ملج، توسكا، ممرز، شمشاد، نم‌دار و انجيلي از جمله درختاني هستند كه چوب آن‌ها براي لاك تراشي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. لاك تراشي از گذشته در مناطق روستايي و جنگلي رايج بوده است و مردم اين مناطق براي ساخت ملزومات زندگي خود از اين هنر استفاده مي‌كردند. آن‌ها در ساخت لوازم چوبي از تبحر خاصي برخوردار بودند و با استفاده از ريشه و تنه درختان بدون استفاده از ابزار كار امروزي، ظروف چوبي مختلفي مانند جوله، كلز، لاك دانه پاش، قند چوله، تنباكو چوله، قاشق، ملاقه و كترا مي‌ساختند.

هنر لاك تراشي مازندران در سال ۲۰۱۲ ميلادي موفق به دريافت مهر اصالت يونسكو شد. تبر، تيشه، اره، سوهان، چوبساب، مغار ، اسكنه، رنده، رخ درشت يا داركن، دله‌گير و چكش چوبي از جمله لوازم هنر لاك تراشي هستند.





منابع عكس‌ها: نامشخص، عكس دوم تا چهارم: خبرگزاري ايرنا

هنر لاك تراشي يكي از صنايع دستي ابتكاري است و شما مي‌توانيد انواع محصولات آن را به‌عنوان سوغاتي خريداري كنيد. ظروفي كه با ريشه درختان ساخته مي‌شوند، سبك‌تر و در برابر سرما و گرما مقاوم‌تر هستند. اين ظروف به‌سادگي ترك برنمي‌دارند و در اثر ضربه نمي‌شكنند؛ به‌طوري كه لاك تراشان معتقد هستند كه اگر از ظروف لاك تراشي ساخته شده از ريشه درختان به‌خوبي نگهداري شود، عمر مفيد آن‌ها بيش از ۱۰۰ سال خواهد بود. در همان زمان لوازم تهيه شده از ساقه درختان از استحكام خوبي برخوردار نبودند و به همين دليل، لاك تراشان لوازم مورد نياز خانه را از ريشه زيرين درختان مي‌ساختند؛ ريشه‌هايي كه از ساقه با شيب ملايمي در خاك نفوذ مي‌كنند و طبق ديدگاه آن‌ها كمتر در معرض برف و باران قرار داشتند. در ادامه با انواع ظروف چوبي كه در استان مازندارن كاربرد دارند، آشنا شويد.

لاك (خردخار): لاك، ظرف بزرگي است كه دور آن رو به داخل جمع مي‌شود و در زبان محلي مازندراني با نام «خردخار» شناخته مي‌شود. از اين ظرف در گذشته بيشتر براي خوردن غذا و به‌خصوص «گرماس پلا» استفاده مي‌شد.
قاشق، ملاقه و كفگير: اين وسايل چوبي در زبان محلي با نا‌م‌هاي «گچه» «پل گير» و «كترا» شناخته و از ساقه و شاخه درخت شمشاد ساخته مي‌شوند. گچه در اندازه كوچك‌تر براي خوردن غذا يا آش استفاده مي‌شود و از مهم‌ترين مزيت‌هاي آن اين است كه در هنگام خوردن آش يا غذاي گرم موجب سوختگي دهان نمي‌شود. كترا شبيه به كچه، اما بزرگ‌تر است و براي هم زدن آش به كار مي‌رود.
دانه پاش: دانه پاش نوعي سيني است كه براي پاك كردن برنج و حبوبات به كار مي‌رود.
جوله: جوله يا جاله وسيله‌اي شبيه به پارچ آب است كه براي دوشيدن شير و نگهداري انواع مواد لبني به كار مي‌رود. اين پارچ آب با گردن باريك و دهانه‌اي گشاد و در اندازه‌هاي گوناگون ساخته مي‌شود و از جمله نقوش متداول روي بدنه آن مي‌توان به نقش مارپيچ، نقش زنجيره‌اي و نقش حلوايي اشاره كرد. «مندر» بزرگترين نوع جوله است كه ۱۸ كيلوگرم گنجايش دارد. «جوله كون» نوع ديگري از جوله است كه از ريشه درخت افرا تراشيده مي‌شود.
كلز: كلز نوعي ملاقه چوبي است و از آن براي هم زدن و سرد كردن شير استفاده مي‌شود. اين وسيله در مناطق مختلف استان با نام‌هاي مختلفي شناخته مي‌شود؛ به‌طور مثال در منطقه رامسر با نام «گيال»، در بخش مركزي با نام «كلز» يا «كيلز» و در گرگان با نام «كمچه لز». يك نوع ديگر پيمانه شير ديگر در مناطق جنكلي به نام «منقار» ساخته مي‌شود كه حدود ۲۰۰ كيلوگرم ظرفيت دارد. 
كيله لاك: اين وسيله چوبي به‌عنوان پيمانه كاربرد دارد. هر پيمانه حدود ۶ كيلوگرم «شالي» يا «جو» و حدود۵٫۷ كيلوگرم «گندم» ظرفيت دارد.
عصا: عصا در زبان محلي به نام «ازدار» شناخته مي‌شود. عصا را در مناطق شمالي با چوب درخت آزاد درست مي‌كنند.
قند چوله: وسيله‌اي چوبي براي خرد كردن قند است.
تنباكو چوله: وسيله‌اي چوبي كه به‌عنوان ظرف تنباكو مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
سيركوب: اين وسيله چوبي در اندازه‌هاي متفاوت ساخته مي‌شود و در گذشته به‌جاي هاون براي كوبيدن و خرد كردن استفاده مي‌شده است.












منابع عكس‌ها: اول و دوم (خبرگزاري ايرنا)، سوم تا دوازدهم: خبرگزاري صدا و سيما

سفالگري
هنر سفالگري با قدمتي از چند هزار سال قبل از پراكندگي جغرافيايي بالايي برخوردار است و ظروف سفالين كشف شده در غارهاي ايران با عمري بيش از هفت هزار سال گواه قدمت اين هنر دستي هستند. سفالگري در هر گوشه از ايران ديده مي‌شود و مردم مازندران نيز از قديم مشغول ساخت ظروف سفالي براي خانه‌هاي خود بودند؛ زيرا خاك رس به‌وفور در اين منطقه يافت مي‌شود. هنرمندان مازندراني امروز نيز در كارگاه‌هاي متعدد با استفاده از هنر خود و گل پخته ظرف‌هاي زيبايي مي‌سازند كه در فروشگاه‌هاي صنايع دستي به فروش مي‌رسند.

 

عكاس: نامشخص

ابزار سفالگري شامل چرخ، كاردك براي بريدن و سوراخ كردن كار، غربال، سطل، تشت، كوره، ول كارد، نخ، قالب گل زدن مي‌شوند. يكي از مراكز ساخت سفال و سفال‌گري، كلاگر در محله جويبار (۱۹ كيلومتري قائم شهر) است و آقاي غلامعلي چيني ساز از استادان به نام اين منطقه به شمار مي‌آيد. از ديگر شهرهايي كه سفالگري و ساخت ظروف سفالي در آن‌ها رونق دارد، مي‌توان به بهنمير، جويبار، چالوس، تنكابن، برخي از روستاهاي بابل، آمل و قائمشهر اشاره كرد.

نمدمالي

عكاس: ناشمخص

نمد مالي در بيشتر مناطق مازندران رونق دارد؛ اما بيشتر در منطقه كجور و روستاهاي اطراف رامسر ديده مي‌شود
نمدمالي يكي از صنايع دستي قديمي استان مازندران است. نمد مالي در ايران چند هزار سال قدمت دارد؛ اما تاريخ و مكان پيدايش دقيق آن مشخص نيست. در اين هنر دستي، طي فرآيند نمدمالي با استفاده از الياف پشمي به‌همراه آب محصولاتي چون كلاه، كوله، كلمد، دوش‌نمد و فرش‌هاي نمدي توليد مي‌شوند. جالب است بدانيد كه نمد را نمي‌بافند و آن را با فشار دست يا پا روي تركيب الياف و آب توليد مي‌كنند. نمد مالي در بيشتر مناطق مازندران رونق دارد؛ اما بيشتر در منطقه كجور و روستاهاي اطراف رامسر ديده مي‌شود.

ماده اصلي نمد، پشم گوسفند در رنگ‌هاي طبيعي مانند سفيد و سياه و قهوه‌اي است و براي نقش‌اندازي آن از پشم‌هاي رنگ شده شيميايي استفاده مي‌كنند. تهيه نمد بر اساس دو خاصيت پشم است؛ خاصيت جعديابي و پوسته‌اي شدن. در واقع زماني كه پشم در حرارت مرطوب مجعد مي‌شود و الياف آن درهم مي‌روند، پوسته‌ها اجازه نمي‌دهند كه الياف دوباره از هم باز شوند و اين به‌هم پيچيدگي، بافت نامنظمي را توليد مي‌كند. ساخت يك قطعه نمد يك روز به طول مي‌انجامد و معمولا چند نفر روي آن كار مي‌كنند.

پارچه بافي

منبع عكس: خبرگزاري تسنيم. عكاس: فرزاد مناتي

پارچه بافي يكي از شاخه‌هاي نساجي و از هنرهاي دستي قديمي استان مازندران است كه در نقاط مختلف استان انجام مي‌شود. هنرمندان پارچه‌باف در گذشته با ريسيدن نخ، پارچه‌هاي نخي، ابريشمي و پشمي توليد مي‌كردند و با آن پارچه‌ها لباس‌هاي مختلف مي‌دوختند. در استان مازندران پارچه‌هاي نخي، لطيف، خنك و تابستانه با نام «شمد»، پارچه‌هاي ابريشمي با نام «اليجه» و پارچه‌هاي پشمي با نام «چوغا» و «باشلق» مشهور هستند. در اين منطقه از پارچه‌هاي ابريشمي براي دوخت كت زنانه، از پارچه‌هاي پشمي براي دوخت پالتو و از شمد به‌عنوان پتو استفاده مي‌شود.

 

منبع عكس: baniboom.com

نساجي سنتي شايد امروز كمي عجيب به نظر برسد؛ اما در گذشته زنان و مردان زيادي با هنر و خلاقيت خود، با دست پارچه مي‌بافتند؛ پارچه‌هايي كه امروز جز صنايع دستي و سوغاتي‌هاي استان مازندران به شمار مي‌آيند. پارچه‌هاي دستباف در استان مازندران با دستگاه‌هاي مخصوصي بافته مي‌شوند. در ابتدا از دستگاه‌هاي دووردي و چهاروردي استفاده مي‌شد. اين دستگاه‌ها به مرور زمان جاي خود را به دستگاه‌هاي ژاكارد دستي، تك فاز و سه فاز دادند. راميان در استان مازندران يكي از مراكز مهم پارچه‌هاي ابريشمي محسوب مي‌شود.

موج بافي

عكاس: نامشخص

موج، نام نوعي دستبافته پشمي است كه با نام‌هاي «رختخواب پيچ» و «ايزار» نيز شناخته مي‌شود. موج بافي به‌دليل ارزان بودن مواد اوليه، هنري رايج و پررونق است و در بسياري از شهرها و روستاهاي استان مازندران انجام مي‌شود. اين دستبافته پشمي نرم، سبك و مستحكم است. 

«چادر شب» نيز بافتي شبيه به دستبافته موج دارد و كاربردهاي آن‌ها نيز شبيه به هم است. «چادر شب دارايي»، مشهورترين نوع چادر شب ابريشمي است كه با رنگ‌هاي متنوع به‌ويژه طيف‌هاي مختلف رنگ قرمز، چشم‌ها را به‌سمت خود خيره مي‌كند. قدمت چادر شب بافي در استان مازندران و گيلان به حدود دو هزار سال قبل بازمي‌گردد؛ دستبافته‌اي كه در گذشته به‌عنوان رو انداز در شب و همچنين بستن لوازم خواب استفاده مي‌شد. نمونه‌هاي اصيل چادر شب مازندران با ابريشم و پشم بافته مي‌شدند و رنگرزي آن‌ها به‌صورت كاملا سنتي انجام مي‌گرفت. از انواع چادر شب مازندران مي‌توان براي روانداز، روكش مبل، جمع كردن لوازم خواب و غيره استفاده كرد.





چادر شب بافي. منابع عكس‌ها:  baniboom.com

هنرمندان مازندراني با استفاده از موج بافي و با پشم و دستگاه بافندگي محصولاتي زيبا از جمله پتو، رختخواب، كرسي، سجاده و پشتي مي‌بافند؛ محصولاتي كه سوغاتي‌ها و يادگاري‌هايي خوبي به شمار مي‌روند. هنر موج بافي بيشتر در منطقه كجور رواج دارد. در اين منطقه در كنار بافت اين نوع پارچه، سفره‌هاي ظريف و پرارزش نيز بافته مي‌شوند.

جوراب بافي

منبع عكس: خبرگزاري ايرنا. عكاس: سيد محمد اكبر موسوي

جوراب بافي يكي از صنايع دستي رايج و بومي استان مازندران به‌خصوص در روستاي «صالحان» و روستاي آلاشت، از توابع سوادكوه است. براي بافت جوراب در اين منطقه از پشم  گرفته شده از گوسفند بدون رنگ آميزي استفاده مي‌شود. 

جوراب چكمه‌اي يا گردن بلند و گردن كوتاه با نقوش مختلف از انواع جوراب‌هاي توليدي استان به شمار مي‌آيند. جوراب بافي در استان مازندران با دستگاه جوراب‌بافي يا با دست انجام مي‌شود و شما مي‌توانيد انواع آن‌ها را در بازارچه‌هاي سنتي و محلي روستاها و شهرها پيدا كنيد. جوراب‌هاي دست باف براي زمستان پاپوش‌هاي مناسبي هستند.

جارو بافي
جارو بافي يكي از صنايع دستي كهن و ارزشمند شهر اميركلا با قدمتي از ۱۰۰ سال قبل است
جارو بافي يكي از صنايع دستي كهن و ارزشمند شهر اميركلا (با قدمتي از ۱۰۰ سال قبل)، يكي از شهرهاي مهم استان مازندران است؛ شهري كه ميراث‌دار بزرگ‌ترين شعرا و انديشمندان است و صنايع دستي و سنتي بسياري دارد. هنرمندان محلي اميركلا براي بافت جارو كه در زبان بومي با نام «سازه» شناخته مي‌شود، با ظرافت زياد و هنرمندانه ساقه‌هاي جارو را در كنار هم مي‌چينند. آن‌ها در قسمت سكان دسته از انواع سيم‌هاي ظريف استفاده و قسمت تاج جارو را با نخ‌هاي پلاستيكي در رنگ‌هاي شاد و متنوع درست مي‌كنند؛ رنگ‌هايي كه نشات گرفته از روحيه با نشاط مردم اين منطقه است.













منبع عكس: خبرگزاري صدا و سيما. عكاس: ياسر نتاج

چنته
چنته يا توبره نوعي كيف دسته‌دار است كه مراحل توليد آن به مراحل توليد جاجيم شباهت زيادي دارد. روستاي لفور از توابع سوادكوه از مراكز توليد چنته است و به همين دليل اين صنايع دستي را با نام چنته لفور مي‌شناسند. در گذشته چوپان‌ها براي حمل وسايل خود از چتنه استفاده مي‌كردند و اين هنر دستي قدمت زيادي در استان مازندران دارد. چنته با دستگاهي به نام كرك‌چال توليد و در آخر پس از دوردوزي، با گل‌هاي كاموايي، مهره هاي تزئيني و خرمهره تزئين مي‌شود.

 

عكاس: نامشخص

نقوش سنتي گل و گياه و حيوان، نقوش حيواني و گاهي نيز اسامي جلاله و ائمه زينت‌بخش چنته‌هاي مازندراني هستند؛ نقوشي كه معمولا با الياف ضخيم دوخته مي‌شوند. چنته محصولي كاملا كاربردي است و شما مي‌توانيد طبق سليقه خود از طرح‌هاي متعدد، يكي را انتخاب كنيد.

صنايع دستباف استان مازندران
گليم بافي

منبع عكس: خبرگزاري ايرنا

گليم بافي از آن دست هنرهاي دستي است كه در بيشتر شهرهاي ايران رونق دارد و استان مازندران نيز از اين قضيه مستثني نيست. گليم‌هاي شهرها و روستاهاي مختلف ايران را با توجه به نقوش آن‌ها مي‌توان تشخيص داد. نقوش گليم در استان مازندران بيشتر به‌شكل هندسي و الهام گرفته از طبيعت هستند و در بافت آن‌ها اغلب از رنگ‌هاي تند و شاد مانند قرمز، نارنجي، كرم، سبز و سرمه‌اي استفاده مي‌شود. گليم با دستگاه‌ گليم بافي بافته مي‌شود و با توجه به نوع و طرح آن دستگاه آن نيز تغيير مي‌كند. گليم ساده‌باف، گليم چرخي‌باف و گليم سوزني از انواع دستگاه‌هاي گليم بافي هستند.

جاجيم بافي

منبع عكس: خبرگزاري ايرنا

جاجيم يكي از دست بافته‌هاي مهم روستاييان استان مازندران است و معمولا از آن به‌عنوان زيرانداز، پشتي، سجاده رختخواب پيچ، مفرش، پتو، وريه كرسي و غيره استفاده مي‌شود. هنر جاجيم بافي در بيشتر روستاهاي استان مازندران از جمله روستاي متكازين از توابع بخش هزار جريب بهشهر (بخش دودانگه شهرستان ساري)، آلاشت سواد كوه، كجور، نوشهر و كلاردشت چالوس رواج دارد.

جاجيم در روستاي كوهستاني متكازين توسط زنان بافته مي‌شود و مردان تنها در مرحله تهيه پشم نقش دارند. در بافت جاجيم اين منطقه پس از بافت حاشيه، نقش‌اندازي آغاز مي‌شود؛ به اين كار به اصطلاح، «گل» نيز مي‌گويند. نقوش مورد استفاده بسيار متنوع هستند و در ميان آن‌ها مي‌توان به چهار گل، خشتي، پنجه‌اي، گل آفتابگردان و  آفتاب تيره اشاره كرد. حاشيه جاجيم نيز با طرح مثلث دندانه‌دار پر مي‌شود. 





منابع عكس‌ها: خبر آنلاين، خبرگزاري بازار، خبرگزاري ايرنا، dana.ir

جاجيم با نخ‌هاي پشمي يا پنبه‌اي رنگي بافته مي‌شود. ابعاد جاجيم مازندران معمولا بين ۲۰ تا ۳۵ سانتي‌متر متغير است و طول آن‌ها گاهي به ۲۰ تا ۴۰ متر نيز مي‌رسد. توليد اين دستبافته در روستاي آلاشت رونق بيشتري دارد و به همين دليل، اين روستا را به‌عنوان شهر ملي جاجيم انتخاب كرده‌اند. براي بافت جاجيم در ابعاد بزرگ‌تر، دو يا چند عدد جاجيم بافته شده به‌اندازه عرض‌دار موجود را به هم متصل مي‌كنند تا يك جاجيم در اندازه دلخواه شكل بگيرد.

قالي‌بافي

قالي كلاردشت، طرح لچك و ترنج. منبع عكس: ahmadcarpets.com

قالي كلاردشت به‌دليل درشت بافت بودن و رج شمارهاي ضعيف به قالي خرسك مشهور است
قالي‌بافي يكي از هنرهاي كمتر شناخته شده در استان مازندران است و قالي كلاردشت، ناشناخته‌ترين صنايع دستي مازندران به شمار مي‌آيد. قالي كلاردشت به‌دليل درشت بافت بودن و رج شمارهاي ضعيف به قالي خرسك نيز مشهور است و بيشتر در روستايي به نام مكارود براي صادرات به كشورهاي اروپايي بافته مي‌شود. طرح‌ها و نقوش اين قالي از جمله نقش جنگلي، صندوقي، رودباركي، مجمه‌اي، گل سيني، عينكي، چخماقي، رسولي، شمله، خركي، شكري، سيخ كبابي و مزلقان از خلاقيت ذهن قالي‌باف شكل مي‌گيرند و به همين علت، قالي كلاردشت يكي از محصولات خاص و منحصربه‌فرد اين منطقه است. رنگرزي نمونه‌هاي اصيل قالي كلاردشت به‌صورت سنتي انجام مي‌گيرد.

 

عكاس: نامشخص

قالي كلاردشت، طبيعت زيبا و كوهستاني را پيش روي شما مي‌گذارد و يكي از سوغاتي‌هاي نفيس مازندران به حساب مي‌آيد. نقش «مل چفته» در حاشيه گليم هرسين دقيقا در حاشيه نقش متن يك قالي قديمي كلاردشت ديده مي‌شود.

رسين گل (طناب رسن)، شاخ نر، چنگ گربه، گل كلوچه، حلوا قجل (يك نوع حلوا كه با كره محلي و عسل درست مي‌شود)، نقشه گوزن، گنجشك، مسير كاه گل، شانه هيري، گل تركمن، گل لاري، گل شاه عباسي، پيل مل يا پول گردن، ماهي گل، گل چخماق، لوله پنجه، پيچ پيچي، پمپال، گل سيني، ميش دندان، گل پياله، پتو گل، كريم خاني، چهارواز، چنار، گل شيدي، پل بز (بز بدون شاخ) و بز چلچله‌اي (بز شاخ‌دار) نيز از جمله گل‌هايي هستند كه در متن فرش كلاردشت از آن‌ها استفاده مي‌شود.

ديگر صنايع دستي استان مازندران

منبع عكس: خبرگزاري تسنيم. عكاس: فاطمه رستخيز

طراحي سنتي و نگارگري، صحافي و جلد سازي سنتي، صنايع دستي دريايي، عروسك سازي، جاجيمچه بافي، بافت گليچه، چوقا، سوزن دوزي، رنگرزي و چاپ سنتي، فرآورده‌هاي پوست و چرم و هنرهاي مرتبط با فلز از ديگر صنايع دستي استان مازندران هستند كه توليد و عرضه آن‌ها محدود شده است.

صنايع دستي مازندران را از كجا بخريم؟
براي خريد صنايع دستي استان مازندران مي‌توانيد به نمايشگاه‌هاي دائمي و موقتي صنايع دستي، پاساژها، بازارچه‌ها، بازارها و چند شنبه بازارهاي شهرها و روستاهاي اين استان سر بزنيد. فروشگاه‌هاي جاده‌اي نيز معمولا مكان مناسبي براي خريد صنايع دستي مازندران به شمار مي‌آيند.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۳ مهر ۱۴۰۲ساعت: ۰۴:۵۶:۰۷ توسط:سارا موضوع: نظرات (0)